ما اینگونه متولد شدیم:
اوایل پاییز ۱۴۰۲ بود که چند دانشجوی دانشگاه صنعتی اراک، توی یک اتاق کوچک توی دانشکده جمع شدند. اتاق هیچ امکاناتی نداشت، جز چند تا صندلی شکسته و یک میز قدیمی. اما چیزی که داشتند، انگیزه بود؛ انگیزههایی برای راهاندازی یک گروه رسانهای که قرار بود روایتگر زندگی دانشجویی و مسائل شهر صنعتی اراک باشد.
تعدادشون کم بود. چهار پنج نفر از رشتههای مختلف؛ یکی دوربین دستش بود, یکی کدنویسی و ادیت بلد بود، یکی نوشتن رو بلد بود و یکی هم ارتباطات و فضای مجازی رو دستش بود. اولش اسم گروه رو گذاشتن «رسا»؛ یعنی روشن و بیپرده. هدفشون هم این بود که بدون شعارزدگی، مسائل دانشگاه و شهر رو پوشش بدن.
اولین کارشون یه گزارش از وضعیت کارآموزی دانشجویان بود که توی چند کارخانهی اراک لغو شده بود. گزارش رو روی کاغذ چاپ کردن و بین دانشکدهها پخش کردن. استقبال خوبی شد. دانشجوها حس کردن که کسی داره صداشون رو به گوش مسئولین میرسونه.
کمکم تعداد اعضا بیشتر شد. یه کانال تلگرامی زدند، صفحه اینستاگرام راه انداختند و شروع کردن به تولید محتوای منظم. گزارش از خوابگاهها، مصاحبه با اساتید، پوشش رویدادهای علمی و فرهنگی دانشگاه و حتی چند تا کار میدانی توی شهر. هر هفته یه برنامه ثابت داشتن.
طبیعتاً کار بدون حاشیه نبود. چند بار از طرف بعضی نهادهای سنتی شهر بهشون فشار آمد که چرا مشکلات رو برجسته میکنید. اما گروه با منطق و مستندات جواب داد و هیچوقت وارد حاشیه نشد. همین کارِ حرفهای باعث شد که کمکم مورد اعتماد قرار بگیرن.





